السيد الخميني ( مترجم : فهرى )
شرح دعاى سحر 43
شرح دعاى سحر ( فارسى )
طريقهء سلوك شيخ الانبياء بدان كه اگر كسى با قدم معرفت ، سلوك إلى اللّه كند به هدف نهايى خود نخواهد رسيد و در احديّت جمع ، مستهلك نخواهد شد و پروردگار خود را به صفت اطلاق مشاهده نخواهد كرد ، مگر آنكه در مقام سلوك منزلها ، درجهها ، مرحلهها و معراجهاى از خلق به سوى حقّ مقيد را پشت سر بگذارد و كم كم قيد را زايل كند و از نشأهاى به نشأهء ديگر و از منزلى به منزل ديگر منتقل شود ، تا آنكه به حق مطلق منتهى گردد ، چنان كه در كتاب الهى به آن اشاره شده است و نحوهء سلوك شيخ الأنبياء حضرت إبراهيم ( عليه و عليهم الصلاة و السلام ) اينچنين بوده است آنجا كه مى فرمايد : « چون تاريكى شب أو را فرا گرفت ستارهاى را ديد ، گفت همين است پروردگار من ( تا آنجا كه مى گويد ) من روى خود به سوى كسى كردم كه آسمان ها و زمين را از عدم به وجود آورده است و از بتان كناره گرفتم و اسلام آوردم و من از مشركان نيستم » . و بدين ترتيب آن حضرت به تدريج از ظلمات عالم طبيعت به عالم ربوبيت بالا رفت . در آغاز كه ربوبيت نفس طلوع كرد به صورت ستارهء زهره تجلى كرد ، پس آن حضرت از اين مرحله گذشت و افول و غروب آن را مشاهده كرد . پس از اين منزل به منزل قلب منتقل شد كه ماه قلب از أفق وجودش طلوع كرده بود و در آن منزل ، ربوبيت قلب را مشاهده نمود . و از اين مقام نيز گذشت و ماه افول كرد و به مقام بالاتر كه مقام طلوع آفتاب روح بود رسيد . و چون نور حق درخشيدن گرفت و آفتاب حقيقي طلوع كرد ، ربوبيت روح را نيز نفى كرد و به فاطر روح و خالق آن توجه نمود و از هر اسم و رسم و تعين و نشانى رهايى يافت و